Make your own free website on Tripod.com
hosted by tripod
E-mail this page to a friend Tell me when this page is updated


                                                                               

تراژدي فرانكشتين 1

 

 

 

 



          روز سه شنبه 11 سپتامبر غرور ملي آمريكا تحقير شد!

          دو كانون نمادين برتري نظامي و اقتصادي " ملت بزرگ " به شكلي مطلقا بي سابقه آماج حملات بربريت قرن بيست و يكمي شده و اعتماد بنفس آنرا در شراره هاي جهالت و خشك انديشي ذوب كرد.

          تخليه ي كاخ سفيدو اعلام وضعيت اضطراري در واشنگتن , فرار شتاب زده بوش به يكي از پناهگاههاي زيرزميني كه براي شرايط فوق بحراني حمله اتمي آماده شده بودند , قطع كامل پروازهاي داخلي و خارجي به مدت بيش از شصت ساعت, بسته شدن بورس تا دوشنبه وضعيتي كه از 1921 تا بحال بي سابقه بوده است ,  اتخاذ وضعيت دفاعي " دلتا" يعني آرايش كامل نظامي دفاعي حداكثر و..... ضربات پي در پي و سرگيجه آور ي بودندكه طي تنها چند ساعت بر سيماي خود ساخته خدايگونه يگانه ابر قدرت سياره وارد آ مدند!!

          ذهن آرامش طلب راي دهنده آمريكايي در جريان شوكي مهيب  به آشفتگي پريشاني تا مرز ديوانگي كشانده شده  و بدنبال شروع بازتوليد وبازنگري ارزشها و پرنسيپها كرد , روندي كه تا آينده اي دور ادامه خواهد يافت.

        يكچنين تصوير هولناكي از فقدان امنيت اجتماعي در تمامي اشكال و سطوح آن براي راي دهندگان " كشور بزرگ" در اندر كنشس سياسيو روان اجتماعي با خواست سوزان گرو ه بوش كه به دنبال يافتن راهي براي تغيير خط و مشي سياسي نظامي در صحنه بينالمللي مي باشد ميرود تا به تند پيچي تاريخي در گزايش بنيادين پراگماتيسم ساده لوحانه  آمريكايي منجر شود , پراگماتيسمي كه بيست و دوسال پيش در جريان يكي از اسف بار ترين خطاهاي استراتژيك دموكراسي هاي صنعتي تحت لواي تيوري تخيلي غير علمي!!!!! " كمربند سبز " آقاي برژنسكي مستقيم يا غير مستقيم به سقوط دموكراسي در ايران كمك كرد ! ( به اين مسيله در آينده پرداخته خواهد شد)

      ليكن اين تغيير چرخش تاريخي علت و معلول كدام روندهاي داخلي و خارجي بوده و خواهد بود؟

 

 

 روند هاي دروني:

   

     - اين كاملا روشن است كه بوش از همان ابتداي ورود به صحنه قدرت در پي ايجاد زمينه براي اعمال سياست " مشت آهنين " و تاثير گذاري هرچه عميق تر بر جريان شكل گيري نظم نوين جهاني در راستاي استقرار هژموني ايلات متحده آمريكا در سطح بين ا لمللي بوده است.

    - نيروهاي مختلف مقاوم در برابر اين دكترين در تحليل نهايي به حساسيت افكار عمومي در برابر اقدامات نظامي و عمليات جنگي اتكا كرده و از سوي ديگر مشاورين وي به تاثير اين خطي مشي روي گرايش راي دهندگان در راي گيريهاي آينده اشاره كرده و بدنبال يافتن راه حا هاي فختلف براي گدشتن از اين سد روان اجتماعي بودند :

   - تصاوير تكاندهنده ورود هواپيماهاي مسافر بري حامل مسافرين بي گناه به سمبل اقتصاد آزاد جهاني , تبديل منهتن به منطقه جنگي مشابه لبنان سالهاي هفتاد وهشتاد وآمار هزاران انسان بيگناه سلاخي شده يقينا هر گونه مقاوتي را در ذهن راي دهنده لآمريكايي براي بي سابقه ترين عمليات نظامي برون مرزي از بين برده است .

 - دو هيت قانون گذاري سيستم سياسي آمريكا متشكل از اكثريت حاكم و اقليت متحد و منسجم همايت كامل و بي چونو چراي خود را از اقدامات آينده رييس جمهور اعلام كردند.   

- بوش با درايت و زيركي قابل تحسيني اين اقدام را نه يك عمل تروريستي بلكه يك اقدام جنگي عليه دولت ايالات متحده  و حق اين دولت را در پاسخ به كشور هايي كه به اين اقدام كمك كرده و به تروريستها پناه داده اند در همان چارچوب  اعلام كرد. وي با اين حركت بسيار ظريف سياسي استراتژيك در واقع اولين قدم را در ايجاد يك اتحاد عمل بين المللي براي اقدام نظامي عليه كانون هاي تروريسم بين الملل برداشت!

 - وزير جنگ آمريكا تصوير بخش مورد حمله واقع شده پنتاگون را يك صحنه جنگي از شكل قرن بيستو يكمي آن  خوانده و در پي آن با جهشي سريع اعلام كرد كه ما در اولين جنگ از نوع قرن بيست ويكمي آن پيروز خواهيم شد!! ( البته به اعتقاد نگارنده پيش در آمد هاي اين جنگ طراز نوين از دو دهه قبل در خيابانهاي تهران آغاز شد ولي چسمان كم سوي جناب وزير براي ديدن آن از فاصله اي آنچنان دور!!! نيازمند عينكي قوي تر بوده است! )

    

    

 - ابرقدرت نظامي سياره چه از نظر سياسي و چه از نظر نظامي آرايش جنگي بخود ميگيرد  !!!

 

 

 روند هاي بيروني:

 

       در پهنه جهاني حتي در زمان برخورد نظامي با عراق نيز سياست جهاني تا اين حد پشتيبان ايالات متحده آمريكا در اقدام نظامي نه فقط عليه كانونهاي تروريستي دز كشور هاي تروريست پرور بلكه كشور هايي كه به آنان پناه داده و آنانرا تغذيه مالي و لجستيكي ميكنند!  نبوده است.

      دبير كل ناتو طي دو اعلاميه طوفاني ابتدا وضعيت آمريكا را منطبق با ماده 5 اين اتحاديه دانست و بدنبال آن اعلام كرد كه ناتو فاجعه 11 سپتامبر را يك اقدام جنگي عليه ايلات متحده آمريكا تلقي مي كند  . معناي اين موضع گيري قاتع و جسورانه اينست كه آمريكا عليه هر كشوري( در رابطه با اين فاجعه) كه وارد جنگ شود ناتو با تمامي امكاناتش در كنار وي خواهد بود.

     اروپا براي اولين بار در تاريخ پس از جنگ جهاني دوم بطور يكپارچه    از موظع سياسي و جهت گيري نظامي آريكا حمايت كامل نموده است. 

    روسيه ي " پوتكين" بشكلي باور نكردني حتي از اين موضع استقبال نموده !! 

    ماموتهاي حاكم بر چين موضعي نرم و قابل انعطاف در قبال آن اتخاذ كرده اند!

   بوش طي پيامي خصوصي و قاطع به حكام منطقه از آنان خواست تا موضع خود را روشن كرده و در اين پيكار يا كنار آمريكا و يا رو در روي آن قرار گيرند  !!  و با اين حركت راه را بر تداوم روسپيگري سياسي شيوخ عرب بست.

 

   ديپلماسي جهاني به بوش چراغ سبز نشان مي دهد!

 

 

 

  چشم انداز:

 

        دشمن , اما , كجاست ؟ و كدام حركت نظامي و عليه چه كشوري مي تواند هم در صحنه ملي و هم در پهنه جهاني مشروعيت حقوقي داشته باشد؟

       به اعتقاد نگارنده اين بخش از حركت پيچيده ترين و در عين حال حساس ترين چالشي است كه در برابر بوش قرار دارد . جنگ طراز نوين قرن بيستمي دشواريها وپيچيدگيهاي خاص خود را نيز به همراه دارد!!!

      ولي آنچه كه به اعتقاد من مسلم است اينست كه در آينده اي بسيار نزديك جهان شاهد يكي از بي سابقه طرين عملياتهاي نظامي نيروهاي چند مليتي و ناتو تحت رهبري ايلات متحده آمريكا عليه بيش از يك كشور در منطقه خليج فارس و درياي عمان خواهد بود .

     در اين مورد ميتوان سناريو هاي زيادي مطرح كرد ولي روندهاي ريشه اي به قرار زيرند:

   - مسلما اين عمليات محدود به حيوانات حاكم بر افغانستان نخواهد شد , اين مسيله به هيچ عنوان پاسخ گوي نياز هاي اساسي استراتژي آمريكا مبني بر اعمال هژموني مطلق بر منطقه و خشكاندن ريشه تروريسم نخواهد بود ولي به اعتقاد نگارنده افغانستان يكي از اهداف خواهد بود.

  - با توجه به اين مسيله كه فقط سه كشور پاكستان , امارات , و سعوديها جانيان حاكم بر كابل را برسميت شناخته اند و با توجه به موقعيت ويژه اين كشور از نظر نظامي و استراتژي منطقه اي و نيز با توجه به اين امتياز بارز كه بن لادن" در اين كشور مخفي است , منطق استراتژي منطقه اي انتخاب "اشغال افقانستان و ايجاد يك منطقه آزاد تحت نظز سازمان ملل در آن   را در برابر ما قرار ميدهد.

  -عراق دومين كانديد همزمان  براي اين حركت نظامي است  .

- انتخاب ايران بعنوان يك هدف مستقيم نظامي بدليل مشكلات عديده حقوقي و نيز نظامي آن در اولين مرحله محتمل نيست  .

-                                                             ساده ترين انتخاب در هم كوبيدن توان نظامي , لجستيكي و اقتصادي كشورهاي مورد هدف و كشاندن آنها به امضاي تهدات مختلف بينا لمللي است , اقدامي كه به ترميم غرور ملي آمريكا كمك ميكند ولي مبارزه قاطع به منظور خشكاندن ريشه تروريسم را به مناقشات آينده نظامي موكول خواهد كرد!

-                                                             - با توجه به تمامي اين روند هاي بنيادين و مستقل از اينكه كدام سناريو در دستور كار كاخ سفيد و پنتاگون قرار خواهد گرفت چشم انداز يك بحران عميق و بي سابقه نظامي در منطقه قابل تشخيص است.

 

 

   جنبش نوزايي ايران در يك تند پيچ تاريخي!

 

         امواج سهمگين طوفاني استراتژيك در افق خليج غمزده فارس نمايان ميشوند! طوفاني كه اگر خصوصيات آن بدرستي شناخته شده و نيروهايش ارزيابي شود ميتواند به نيروي محركه نوزايي تاريخ ايران بدل شود.

        رمز اين جهش تاريخي در بهره گيري از نيروهاي محركه اين طوفان و ايجاد هماهنگي بين اين نيروها و روند هاي بنيادين و سمت وسوي گرايشها و حركتهاي اجتماعي در ايران است . و كليد آن از دردي كه 22 سال دل آزاد مردان و آزاد زنان ايران زمين را به درد آورده و مي آورد دور نيست :

       ايران بيش از هر كشور ديگري نتايج اسف بار تحجر اسلامي را در هييت تروريسم دولتي در جريان روز مره شكنجه اي 22 ساله تحمل كرده است و اين حق مسلم ملت ايران به مثابه اصلي ترين قرباني اين نيروي شيطاني است كه پا به پاي طوفاني كه عليه آن خيز مي گيرد  بپا خاسته و عفريطه فرتوطي را كه اين بلاي جهاني را در دامان خود پرورانده است به امواج خشمگين خليج بسپارد !

 

 

            

 

                           م.رهايي.              

 

تماس